السيد الطباطبائي

97

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

همانطور كه مردى در حضور امام صادق ( ع ) گفت : الله اكبر . امام فرمود : خدا بزرگ تر است از چه چيزى ؟ گفت : از همه چيز . امام فرمود : در اين صورت خدا را محدود مى كنى . بگو : « الله اكبر من ان يوصف » : خداوند بزرگ تر است از اين كه قابل وصف باشد . زيرا اولًا : وقتى پاى مقايسه به ميان مى آيد ، بزرگى بارى تعالى در خط « نسبيت » قرار مى گيرد . در حالى كه خداوند مطلق است . ثانياً : بزرگى و كوچكى مخلوقات « كمّ » است ، كمّ و كمّيّت بر خالق جهان راه ندارد ، مقايسه ميان خالق و مخلوق هر دو را مشمول كمّ مىكند . و هر چيزى كه مشمول كمّ شود ، محدود است . ثالثاً : در مقام مقايسه ، صفتى كه مورد مقايسه قرار مى گيرد ( مانند بزرگى و افضليت ) در هر دو طرف مقايسه ، يك سنخ واحد تلقّى مىشود . در حالى كه صفات بارى تعالى عين ذاتش است و صفات مخلوقات غير از ذات شان است . پس در اين جمله مذكور ، تشبيه صفات هم هست . به بيان ديگر : هر موصوف غير از صفت است و بالعكس . پس هر موصوف ، مركب از خودش و صفتش مىشود ، و هر مركبى محدود است « 1 » . همين طور است « مقايسه » ؛ مقايس دو چيز براى اين است كه صفات يك چيز از چيز ديگر مشخص شود . الفاظى از قبيل « اكبر » ، « افضل » وصف و صفت هستند ، و هر صفتى دليل تركيب موصوف خود ، است . و هر مركّب از اجزاء تشكيل مى يابد . و هر جزء ، جزء نمى شود مگر محدود باشد ، پس هر موصوفى محدود است . در خطبه اول نهج البلاغه مى فرمايد خداوند به هيچ وصفى موصوف نيست . همانطور كه در اين حديث نيز آمده است . همه اوصافى كه براى خدا اثبات مى كنيم در واقع « سلب »

--> ( 1 ) - اين موضوع در مباحث آينده بيش تر روشن خواهد شد .